ثبت رضایتمندی
ثبت دیدگاه
سلامت

نگرانی‌های متداول مربوط به سلامتی و تناسب ‌اندام از دیدگاه جیم استوپانی؛ بخش اول

عباد رمضان‌زاده ۷ شهریور ۱۳۹۸ - ۲۰:۰۰ ۲۲ دقیقه مطالعه
فهرست عناوین:

 امروزه مقاله‌ها و سرتیترهایی پر از اخطارهای جدی درباره مکمل‌ها و مواد تغذیه‌ای به چشم می‌خورد. جیم استوپانی، نظریه پرداز مشهور در زمینه تناسب اندام، این اخطار‌ها و نگرانی‌ها را مورد بررسی قرار داده و به آن‌ها پاسخ داده است. در ادامه این مطلب با ما در مجله ورزشی علم بدن همراه باشید تا بخش اول پاسخ جیم استوپانی به نگرانی‌های متداول مربوط به سلامتی و تناسب اندام را خدمت شما ارائه کنیم.

این روزها، تعداد سرتیترهای هیجان‌انگیز درباره سلامتی و تناسب ‎‌اندام کم نیستند. برخی اوقات نیز آن‌ها با یکدیگر تناقض دارند؛ برای مثال، یک هفته می‌شنوید که قهوه برایتان ضرر دارد، اما هفته بعد قهوه زندگیتان را نجات می‌دهد. این موارد باعث سردرگمی و نگرانی‌های زیادی می‌شوند و افراد را به فکر فرو می‌برند که آیا سبک زندگی سالم اصلاً ممکن است یا خیر. برطرف کردن این سردرگمی، هدف مرکزی دکتر جیم استوپانی به عنوان یک مربی است.

در این مقاله،  به یک لیست بلند از نگرانی‌های متداول درباره مواد تغذیه‌ای، مصرف مکمل و تمرین از دیدگاه جیم استوپانی اشاره شده تا شما اطلاعات خود را در این مباحث افزایش داده و به مسیر خود در تناسب اندام با اعتماد به نفس ادامه دهید.

 

آیا خطرناک بودن یک رژیم پر پروتئین پشتوانه علمی دارد؟

شما احتمالاٌ مشاهده کرده‌اید که رسانه‌‌ها درباره یک مطالعه کم بنیه سروصدا کنند که ادعا می‌کنند یک رژیم پر‌پروتئین به طور چشمگیری خطر ابتلا به سرطان و دیابت را افزایش می‌دهد. خبرنگاران پیام محققان را گرفته و به آن آب و تاب داده تا در میان عوام ‌تشنج و ناآرامی ایجاد کنند. اکنون هر زمان شما یک سینه مرغ با مقداری سبزیجات همراه آن سفارش می‌دهید، تذکرات کنایی از یک دوست یا عضو خانواده می‌شنوید که چه طور آن مقدار پروتئینی که می‌خورید قرار است باعث مرگتان شود. به خواندن ادامه دهید تا بتوانید پاسخ این افراد را بدهید هنگامی که آن‌ها در حال گذاشتن کره بر روی پنجمین تکه نان سفید خود هستند تا پاستای خود را صرف کنند.

 

یک نگاه دقیق‌تر به مطالعه مربوط به رژیم پرپروتئین

مطالعه‌ای که همه در حال صحبت کردن درباره آن هستند، یک مطالعه اپیدمیولوژیک از دانشگاه کالیفرنیای جنوبی است. مطالعه اپیدمیولوژیک به این معنا است که در واقع آن مطالعه در آزمایشگاه انجام نشده است، بلکه تنها به بررسی عواملی در زندگی پرداخته‌‌اند تا ارتباطات و پیوند‌هایی برقرار سازند. محققان مطالعه مورد نظر، تحقیقات بیشتری را بر روی موش‌ها و مخمر انجام دادند تا فرضیه خود را تایید کنند، اما ارتباط دادن این موضوع به انسآن‌ها مسئله‌ای دیگر است. بنابراین ما در اینجا تنها بر روی مطالعه انجام گرفته بر روی انسآن‌ها تمرکز می‌کنیم.

در این مطالعه، داده‌ها از یک نظرسنجی موجود گرفته شدند (NHANES III؛ یکی از بزرگترین نطرسنجی‌های ملی سلامتی و غذایی که در آمریکا انجام می‌شود) و  نزدک به 6300 نفر بالای 50 سال در آن ارزیابی شدند. حاضرین در این مطالعه به به سه گروه تفکیک شدند:

  1. پر‌پروتئین: افرادی که 20 درصد یا بیشتر از مقدار کالری‌های روزانه خود را از پروتئین دریافت می‌کردند.
  2. کم پروتئین: افرادی که 10 درصد یا کمتر از مقدار کالری‌های روزانه خود را از پروتئین دریافت می‌کردند.
  3. یک گروه میانه رو که بین افراد دارای رژیم پر‌پروتئین و کم پروتئین قرار داشتند.

 محققان این افراد را به مدت 18 سال دنبال کرده و نرخ و علت مرگ آن‌ها را مطالعه کردند.

در افراد مورد مطالعه بین 50 تا 65 سال (آن‌هایی که رژیم پرپروتئین داشتند، به خصوص پروتئین حیوانی)، احتمال مرگ در 18 سال آینده  75 درصد بیشتر از افراد دارای رژیم کم پروتئین مشاهده شد. این افراد همچنیین چهار برابر بیشتر در معرض مرگ بر اثر سرطان و دیابت بودند.

با این وجود، در افراد 65 سال و مسن تر هیچ افزایش ریسک مرگ یا مرگ بر اثر سرطان به خاطر داشتن رژیم پرپروتئین مشاهده نگردید. در حقیقت، به نطر می‌رسد رژیم پرپروتئین در افراد بالای 65 سال خطر مرگ عمومی و مرگ بر اثر سرطان را کاهش داده، درحالی که رژیم کم پروتئین خطر مرگ را افزایش می‌دهد. با این وچود، در همه سنین، افراد دارای رژیم پرپروتئین بیشتر در معرض خطر مرگ بر اثر دیابت قرار گرفتند. در این افراد مصرف بیشتر پروتئین و افزایش خطر مرگ بر اثر سرطان توسط افزایش سطوح IGF-1 (فاکتور رشد شبه انسولین-۱)  به هم ربط داده‌ شد، هرچند آن‌ها تنها داده‌های IGF1 مربوط به یک سوم افراد مورد مطالعه را در اختیار داشتند.

 

محققان درباره پروتئین عجولانه و عجیب نتیجه گیری گردند

بر اساس این مطالعات، محققان نتیجه عجولانه‌ای گرفتند که افراد بین 50 تا 65 سال باید یک رژیم کم‌ پروتئین داشته یاشند (مصرف پروتئین به اندازه 10 درصد کل کالری دریافتی روزانه یا کمتر از آن). اگر شما 3000 کالری در روز مصرف کنید، مقدار پروتئین مصرفی برابر با 75 گرم در روز می‌شود. اگر 2000 کالری در روز مصرف کنید ، آن مقدار سرجمع فقط 50 گرم پروتئین می‌شود که این مقدار، پروتئین مود نیاز ما را برای یک تمرین بدنی تامین نمی‌کند.

آن‌ها همچنین اشاره کردند که افراد بالای 65 سال باید یک رژیم پرپروتئین داشته یاشند تا از ناتوانی و افزایش خطر مرگ جلوگیری کنند. این یک پیام کاملاً گیج‌ کننده و متناقضی است. جیم استوپانی در ادامه در این باره بیشتر می‌نویسد.

سرگروه محققان در یک مصاحبه اظهار کرد که داشتن یک رژیم پرپروتئین‌ به اندازه استعمال دخانیات برای سلامتی افراد ضرر دارد! این ادعاء همان چیزی است که رسانهها به آن دامن زدند و نگرانی و سردرگمی ایجاد کردند.

 

ایرادات این مطالعه پروتئین

ایراد مهلک این مطالعه، چگونگی تعیین پروتئین مصرفی افراد مورد مطالعه بود. آن‌ها از روش یادآوری 24 ساعته استفاده کردند. در واقع از این افراد سوال شد که چه چیزهایی روز قبل خورده بودند. بله، تنها یک روز! کاملاً مسخره است که نتیجه گرفت چیزهایی که این افراد در یک روز از زندگی خود خوردند، نماینگر رژیمی است که آن‌ها در طول 18 سال داشتند. ما حقیقتاً هیچ تصوری نداریم از این که رژیم این افراد در آن سال‌هایی که زیر نظر بودند چگونه بود.

مشکل دیگر روش اندازه‌گیری پروتئین مصرفی آنها این بود که آن‌ها تنها مقدار کل پروتئین از منابع حیوانی و گیاهی را محاسبه کردند. هیچ گزارشی از منبع پروتئین حیوانی یا چیزهای دیگر خورده شده همراه پروتئین نبود. آیا این پروتئین حیوانی از برش بدون چربی گوشت گوساله، گوشت طیور، لبنیات و تخم‌مرغ  تهیه شده و با یک رژیم کم کربوهیرات تا متوسط که غنی از سبزیجات و کربوهیدرات‌هایی که عمدتاً در میوه‌ها و کربوهیدرات‌های کم-گلیسمیک (دیر جذب) موجود می‌باشند، همراه بود؟ یا آیا این پروتئین در گوشت همبرگر روی نان سفید و سیب زمینی سرخ کرده، مرغ سرخ شده همراه پوره سیب زمینی، ساندویچ سالامی روی نان سفید همراه سس مایونز موجود بود؟

اینکه اکثر مصاحبههای   ‌NHANES IIIدر اواخر ده 1990 انجام گرفته است به این معنا است که افراد مورد مطالعه در دهه 1940 یا قبل از آن متولد شده بودند. بر اساس عادت‌های غذایی خانواده‌ها در اوایل قرن بیستم، جیم استوپانی حدس می‌زند که اکثر این افراد رژیم دومی مثال زده شده را داشتند. اما هیچ یک از این‌ها اهمیتی ندارد، زیرا اطلاعات کم رژیمی یک روز تصادفی، نماینگر رژیم متوسط مردم آمریکا در 18 سال بعدی نخواهد بود.

محققان همچنین گزازش دادند که مصرف کربوهیدرات هیچ تاثیری بر مرگ عمومی و مرگ بر اثر سرطان و همچنین مرگ بر اثر دیابت نداشت؛ درحالی که مصرف پروتئین تاثیر منقی بر دیابت داشت. بنابراین، از ما انتظار دارند که باور کنیم خوردن سینه مرغ، گوشت بدون چربی گوساله، ماهی، تخم مرغ و رژیم کم چرب تاثیر منفی بر دیابت دارد، اما خوردن روزانه یک تکه نان سفید این تاثیر منفی را ندارد؟! این نکته به خصوص نشان می‌دهد که این روش یادآوری 24 ساعته چه قدر نقص دارد برای اینکه یک نماینگر قابل اطمینان از عادتهای غذایی این افراد در طول زمان باشد. ما می‌دانیم که یکی از بهترین روش‌های رژیمی برای افراد مبتلا به دیابت این است که یک رژیم پرپروتئین و کم کربوهیدراتی داشته باشند. در واقع، ثابت شده است که کاهش مصرف کربوهیدرات می‌تواند دیابت نوع دوم را درمان کند.

با توجه به ایراد مهلک محققان در چگونگی نعیین میزان پروتئین مصرفی در طول مطالعه، نمی‌توان گفت چیزهایی که محققان یافتند به درستی مرتبط با عادات رژیمی افراد مورد مطالعه است.

مورد دیگری که ثیت نشد میزان تمرین بدنی این 6000 نفر است. حتی اگر آن‌ها واقعاٌ یک رژیم پرپروتئین داشتند، جیم استوپانی تقریباٌ تضمین می‌کند افرادی که به طور مداوم تمرین کرده و یک سبک زندگی سالمی داشتند، مرگ عمومی و مرگ بر اثر سرطان و به ویژه دیابت در آن‌ها کمتر شایع می‌بود.

 

مشکل برخی تحقیقات

یک مشکل کلی درمورد تحقیقات درواقع چیزی است که شما از رسانه‌ها و دیگر متخصصان نمی‌شنوبد. این مشکل به این خاطر است که تعداد کمی از آن‌ها عملاً با محققان دیگر همکاری داشته‌اند و فقط مطالعات تحقیقاتی را طراحی کرده‌اند، کمک‌های مالی گرفته‌اند و تحقیقات خود را در مجلات بازبینی شده چاپ کرده‌اند. هنگامی که محققان با یک فرضیه در ذهن خود، یک مطالعه را طراحی می‌کنند، هدف آن‌ها به اثبات رساندن آن فرضیه است. به عبارت دیگر آن‌ها یک تعصبی دارند که موجب تاثیرگذاری در نتایج می‌شود.

جیم استوپانی به این تعصب، پروپاگاندا می‌گوید. پروپاگاندا، نظریات آن‌ها است؛ آن‌ها قصد دارند تا از نظریات خود محافظت کنند تا بتوانند همچنان کمک‌های مالی و بودجه تحقیقاتی بگیرند. برای مثال در نظر بگیرید که محققان نظریه‌ داد‌ند که هورمون رشد‌ (‌GH) یک عنصر حیاطی برای رشد عظلات است و سپس شواهدی برای این در تعدادی از مطالعات یافتند. آن‌ها احتمالاً یک سلسه کمک مالی ثابت برای سرمایه‌‌گذاری در این مطالعات بر اساس این نظریه دارند. اما اگر آن‌ها یک مطالعه‌ای انجام دهند که نظریه  خودشان را رد کند، آن وقت تمام کارهای گذشته‌شان اساساً از بین می‌رود و به همراه آن میراث و کمک‌های مالی بعدی نیز پاک می‌شود. بنابراین، مطالعات بعدی طراحی می‌شوند تا از نظریه و تداوم سرمایه‌گذاری‌های مالی آنان پشتیبانی کنند. به همین دلیل جیم آن را پروپاگاندا می‌خواند.

بنابراین زمانی که محققان یک مطالعه برای پشتیبانی از نظریه خود طراحی کرده اما بعد از بررسی آمار و ارقام  پی می‌برند که هیچ مدرکی برای پشتیبانی از نظریه آنان وجود ندارد یا حتی با آن متناقض است چه اتفاقی رخ می‌دهد؟ آن‌ها با آمار و ارقام بازی می‌کنند! اکثر اوقات آن‌ها روش‌های مختلف آماری را پیاده سازی می‌کنند تا بتوانند یک رابطه معنادار یا گرایشی پیدا کنند تا نظریه آن‌ها را پشتیبانی کند. گاهی اوقات هم از متخصصان حوزه آمار استفاده می‌کنند تا به آن‌ها کمک کنند که آمار و ارقام را به شکلی درآورند تا نظریه آن‌ها پشتیبانی شود.

جیم اینگونه القا نمی‌کند که محققان در این مورد به این اندازه پیش رفته‌اند. او تنها بیان می‌کند که در اکثر مواقع محققان متعصب وقتی که بخواهند، داده‌هایی می‌یابند تا نظریه آن‌ها را پشتیبانی کند. آزمایشگاهی که این مطالعه را انجام داد، تعدادی مطالعه دیگر نیز بر روی 1IGF-، سرطان و مصرف پروتئین انجام داده‌ است. بنابراین آن‌ها قبلاً یک نظریه ساخته بودند که رژیم‌های پرپروتئین، خطر مرگ بر اثر سرطان را افزایش می‌دهد.

هرچند در آمار و ارقام مربوط به کل این گروهِ بالای 6000 نفرِ بین 50 سال و بیشتر، محققان در رابطه با مرگ عمومی یا مرگ بر اثر سرطان با داشتن یک رژیم پرپروتئین، افزایش ریسک پیدا نکردند . در حقیقت آمار و ارقام خلاف آن را نشان داد. اما وقتی که آن‌ها به طور ویژه افراد بین 50 تا 65 سال را گلچین کردند، رابطه‌ای یافتند که نظریه آن‌ها را پشتیبانی می‌کرد. احتمالاً آن‌ها وقتی داده‌ها را تجزیه و تحلیل کردند و هیچ رابطه مهمی بین مصرف پروتئین و مرگ عمومی یا مرگ بر اثر سرطان—یا اثر محافظتی روی مرگ بر اثر سرطان که نظریه‌شان را نقض می‌کرد—نیافتند، پی بردند که تعداد افراد بیشتری بین 50 تا 65 سال در گروه رژیم پرپروتئین بر اثر سرطان مرده‌‌اند. بررسی آمار و ارقام بر روی این گروه به شدت کوچک‌تر از افراد مورد مطالعه (کمتر از نصف افراد کل مور مطالعه) که مرگ و میر بیشتری داشتند، این اجازه را می‌دهد که این رابطه آماری دیده شود؛ و این چیزی است که یافت شد.

 

توصیه به رژیم کم پروتئین با عقل جور در نمی‌آید

این محققانیکی از احمقانه‌ترین توصیه‌های ممکن را کردند. از آنجایی که رابطه‌ای بین داشتن یک رژیم پرپروتئین و مرگ بر اثر سرطان بین سنین 50 تا 65 سالگی وجود داشت، آن‌ها توصیه کردند که وقتی فرد 50 ساله می‌شود، خوردن پروتئین حیوانی را متوقف کند. اما به دلیل اینکه رابطه‌ای میان داشتن رژیم پرپروتئین و کاهش نرخ مرگ بر اثر سرطان در افراد بالای 65 سال وجود دارد، آن‌ها باز هم پا را فراتر گذاشته و توصیه کردند که وقتی فرد 65 ساله می‌شود، باید به یک رژیم پرپروتئین بازگردد تا از کاهش حجم عضلانی، ضعف و مرگ جلوگیری کند!

اگر فرد هیچ پروتئینی بین 50 تا 65 سالگی مصرف نکند، وقتی که به سن 66 ساگی رسید خیلی دیر است تا دوباره شروع به مصرف پروتئین بکند. فرد در آن زمان مقدار زیادی از حجم عضلانی خود را از دست داده‌ است و تقریباً ضعیف و سست می‌شود. هر تلاشی برای به دست آوردن مجدد عضله و قدرت از دست‌ رفته کم و بسیار دیر خواهد بود و کیفیت زندگی فرد صدمه خواهد دید.

 

توصیه‌های رژیم کم پروتئین صرفاً مضر می‌باشند

این نه تنها یک توصیه احمقانه است بلکه به دلایلی غیرمسئولیت ‌پذیرانه نیز می‌باشد. دلیل اول این است که چنین توصیه‌ای موجب می‌شود افراد مسن‌تر، مقدار زیادی از حجم عضلانی و قدرت خود را از دست بدهند که این موضوع اثر منفی بر کیفیت زندگی آنان خواهد داشت. همه این ها بر اساس یک نظریه و مطالعه‌ای است که بر یک خوراک 24 ساعته افراد استناد کرد و نه بر اساس رژیم حقیقی که افراد در طول 18 سال زندگی خود دنبال کرده بودند.

دلیل دیگر غیرمسئولیت ‌پذیرانه بودن چنین توصیه‌ای این است که می‌تواند افراد را به پرهیز از یک رژیم بسیار سالم تر شامل پروتئین بیشتر، کربوهیدرات کمتر و سبزیجات بیشتر برانگیزاند. این محققان ادعا کردند که مصرف کربوهیدرات هیچ تاثیری روی مرگ بر اثر دیابت نداشته است در حالی که مصرف پروتئبن داشته است! بنابرای، افرادی که به دنبال خوراک سالم تر هستند و کربوهیدرات کم و پروتئین خالص بیشتری مصرف می‌کنند، سردرگم خواهند شد. این توصیه و پیام ناقص و غلط احتمالاً سبب می‌شود که افراد زیادی قانع شوند تا از شر رژیم کم کربوهیدراتی و پرپروتئینی خود خلاص شده و در عوض تمام روز مشغول خوردن کربوهیدرات‌ها باشند.

این محققان همچنین در مقایسه‌ای که بین رژیم‌های پرپروتئین‌تر و استعمال دخانیات انجام دادند، غیرمسئولیت ‌پذیرانه عمل کردند. ناباورانه است که محقق اصلی مطالعه در مصاحبه‌ای اضهار کرد این مطالعه شواهد قانع‌کننده‌ای نشان داده که داشتن یک رژیم پرپروتئین به اندازه استعمال دخانیات برای سلامتی فرد مضر است. افراد هنگام خواندن این مطالعه و استعمال دخانیات ممکن است یا خود فکر کنند که «سود ترک استعمال دخانیات چیست وقتی که خوردن زیاد پروتئین به تنهایی می‌تواند به همان اندازه به سلامتی آسیب برساند؟»

 

نکات ارزنده جیم استوپانی

آیا شما باید از مصرف یک رژیم پرپروتئین نگران باشید؟ خیر! آیا شما باید در 50 سالگی به یک رژیم کم پروتئین روی آورید و در 66 سالگی مجدداً به رژیم پرپروتئین بازگردید؟ خیر! داده‌های این مطالعه و نتایج محققان به اندازه قول‌های سیاستمداران قابل اعتماد هستند.

همان کاری را انجام دهید که همیشه فکر می‌کردید برای شما خوب است و به شما احساس خوبی می‌داد: پروتئین بیشتری مصرف کنید. رابطه بین 1IGF- و پیشرفت سرطان به اندازه رابطه میان مصرف پروتئین بیشتر و 1IGF- جالب می‌باشد. اما ما خیلی عقب‌تر از آن هستیم که درباره دلایل واقعی سرطان، پیشرفت آن و مرگ بر اثر آن قضاوت کنیم. هیچ دلیلی برای نشان دادن پروتئین حیوانی به عنوان یک چیز شیطانی وجود ندارد. فعل و انفعالات رژیمی  خیلی زیادی وجود دارند تا اینکه ما یک ماده مغذی را برای این چیزها سرزنش کنیم—این کار تنها یک پروپاگاندا است. عوامل ژنتیکی و پس‌ زایشی و همپنین عوامل محیطی وجود دارند که ما برای فهمیدنشان راهی طولانی در پیش داریم.

همچنین داده‌هایی نشان می‌دهند که سطوح پایین 1IGF- در افراد مسن‌تر ضعف و مرگ را افزایش می‌دهد. بنابراین پسندیده به نظر می‌رسد که فرد هرچه پیرتر می‌شود برای داشتن سطوح بالتری از 1IGF-، یک رژیم پرپروتئین را در پیش بگیرد. همه این‌ها بستگی دارد که فرد پروپاگاندای چه کسانی را باور کند.

دکتر جیم استوپانی بر این باور است که شخص باید به خوردن پروتئین خود ادامه دهد و درباره پروپاگاندای تعدادی دانشمند نگران نباشد. نهایتاً آیا شما واقعاً به خاطر یک نطریه کم‌بنیه می‌خواهید که 50 الی 75 گرم پروتئین در روز بخورید، ضعیف،  ولی چاق شوید و یک زندگیِ با کیفیت پایین داشته باشد؟ حتماً پاسخ‌تان خیر است! یک رژیم پرپروتئین منافع زیادی دارد. قوی و سالم زندگی کنید و پروتئین زیادی مصرف کنید!

 

 امیدواریم این مطلب مورد توجه شما قرار گرفته باشد. با ما در بخش نظرات در ارتباط باشید. مجله ورزشی علم بدن آماده است تا با ارائه مقالات به روز و علمی به سوالات شما پاسخ دهد. شما همراهان گرامی مجله ورزشی علم بدن همچنین می‌توانید با مراجعه به کانال تلگرامی ما در جریان آخرین مقالات و مطالب مجله قرار بگیرید.

عباد رمضان‌زاده ۷ شهریور ۱۳۹۸ - ۲۰:۰۰
دیدگاه کاربران